دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را
گرفته بود /امروز با یکی از دوستانم تلفنی صحبت می کردم گله می کرد جواب تلفن اس ام اس نمی دی
الاقل به وبلاگت یه سر بزن یه مطلبی یه حرفی تا بدونیم چه مرگته خندیدمو گفتم مگه چه فایده
داره /گفت واسه من فایده داره /حالا می خوام براش بنویسم /بنویسم که واسه هیچیکه فایده نداره /این
دل منه که بدجور شکسته شده /و من بلد نیستم دل دیگری رو بشکنم /وقتی نگاهم کرد توچشمام ذل
زده بهم گفت .... حرفی که نباید می زد ولی زد من چی می گفتم /مگه من بلدم دل بشکنم /اصلا مگه
من دل دارم /مگه نمی دونست من دلم سنگه /که دیگه نه عشقی می فهمه نه حرفی می شنوه که
بخواد بتپه /بهم نخند حالا که داری حرفامو می خونی /بخون ولی ازم سوال نکن چرا؟چون هنوزم خودم
جوابشو پیدا نکردم /باور کن حوصله هیچی و هیچ کسو ندارم /ای کاش میدونست /می دونست من
اونی که فکر می کنه نیستم /یه آدمک بی احساسم /اینو تو میدونی ولی اون نمی دونه /دلم می خواد
بهش بگم خیلی وقته دلم مرده /همدم بی کسیهام منو گذاشت و رفت /حالا من موندم مثل اون شدم
یه جنازه بی روح /حرف خودته مگه نه ........اینو با تو نبودم ........... حالا فکر کنم فهمیدی چه
مرگیمه .......
چند روزیست به سفر رفتی دلم چه برایت تنگ شده
گرچه تو مرا یاد نمی کنی اما من بیادت هستم نازنینم.
این چند بیت تقدیم به تو باد
كاش مي شد چون سنگ بود
بي صدا و بي ترانه
تا بگويم راز اين دل را
در سكوتي شاعرانه
دوست دارم ستاره باشم
دردل آسمان زيبا
در آن تاريكي شب
دوست دارم
ابر باشم
تا ببارم آرام
دوست دارم دريا باشم
سر به روي ساحل غم گذارم
دوست دارم خود عشق باشم
تا بتابم بر دل تو
تا تورا عاشق سازم
تو چه باشی چه نباشی چشم من بارون می بـاره
اونقـده دوستت دارم مـــن به خـــدا قد ستــــــاره!!
نفســــهــات بــوی بهشته!ای تو پاک وآسمونـــی
عطر گندمزارو داری به فرشتــــــه ها می مونــــی
،
نوشته هاي ساده ام غريبانه در ديدگانت مي نشيند ، دوست دارم .
دوستت دارم ساده مثل نوشته هايم .چطور دوستي ام را برايت ترجمه كنم ،
به چه زباني برايت بيان كنم كه دوستت دارم بيشتراز جان ....
من كه دل به تو دادم تا در دنياي كوچكت باشم .
نوشته هاي ساده ام كجا مي تواند آتش درونم را برايت بيان كنند ،
دلم برايت تنگ شده ،بيشتر از هميشه اي كاش راهي بود براي دوباره ديدنت.
دلــــتنگـــــــــــــــــــــم
امروز آسمان دلم ا بري تر از هميشه است /امروز قلب غبار
گرفته ام جايي براي شكسته شدن ندارد ./ حرفايم گردوغبار
گرفته تر از آنند كه در دل سنگت جا گيرند /مرا ببخش نازنينم
كه به عهد خود وفادار نبودم و برايت چند سطري نوشتم/ قلبم
براي دوباره ديدنت مي تپد /هنوزم تو روياهايم خود را در
كنارت مجسم مي كنم و هر روز براي دوبار ه ديدنت خود را
مهيا مي كنم چه روزاهايي كه از كنار محل كارت گذشتم به
اميد دوباره ديدنت اما ......
نمي دانم با اينكه همه چيز را فراموش كرده اي باز هم بهت
دلخوش كرده ام /نمي دانم حتي اگر ببينمت چه عكس العملي از
خود نشان دهم /اما همان ديدن برايم به يه دنيا مي ارزه /نازنينم
نمي داني چقدر دلم برايت تنگ شده /حتي براي گفتن جمله
هميشگيت "به من نگاه كن" نمي داني چه روازيي سختي
دارم،نه ،نه تو مرا مي فهمي و شايد نه من تورا ،اما اي كاش
هيچي گاه بينمان فاصله جدايي نمي افت / مي دانم مدتهاست مرا
فراموش كرده اي و حتي شايد مرا ببني و نشناسي / اما نازنينم
اين چيزا رو نمي توانم به قلبم بقبولانم و به او بگويم كه تو هيچ
گاه باز نخواهي گشت /اواين چيز ها را نمي فهمد/ و هنوز
اميدي به بازگشتت دارد .به من نخند و به قلبم نگو كه بر نمي
گرددي بگذار مثل هميشه دلخوش باشم به برگشتنت و هرروز
به بهانه ديدنت برايت بنويسم و خودرا آروم كنم .و در آخر
نازنيم برايت دعا مي كنم /دعا مي كنم زندگيت پراز سعادت
/قلبت مالامال از عشق و چشمانت پر نور تر از ستاره باشد .
خدايا به من
آرامش ده
تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم
دليري ده
تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغيير دهم
بينش ده
تا تفاوت اين دو را بدانم
فهم ده
تا متوقع نباشم تا دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند.
اين نوشته را در دفتر دوستي ديدم و هر وقت آن را مي خوانم
احساس آرامش مي كنم يه جورايي بهم قوت قلب ميده
سلام دوستان
ولي امروز دلم از امروز ازدست عزيزي دلم گرفته بود ديدم اون كه به كلبه تنهاي من سر مي
زنه و اين شعر ر می زنه این ترانه رومي خونه و من اين ترانه رو تقديم مي كنم به او
امیدوارم دوست من منو درک کنی ............
اميدوا
تا برسيم به
سرودهاي سليمان
و ترانه هاي داودي
اندگي گريـــــه
و گاهي هم آواز گريانتر تر از ابر من
كه آواز را از ياد برده ام
پس چگونه مي توان
آيه هاي داودي سرود
اينچنين سرد
چگونه مي توان
به بد خيالي دل خوش كرد
آنزمان كه رويا بيهودگيست
و زندگي يعني خستگي ....
باز همون خيابون
زخاطرات گذشته
نگاههاي غريب
من و تو
سكوت جاده
چي بي تفاوت از هم گذشتيم امروز
انگار هيچ وقت نگاهمونو نشناخته بوديم
نه بينمون حرفي ،نه حدیثی
نه عشقي ،نه خاطره اي
تورفتي
من موندمو جاده اي بي انتها
دردلم سلامت كردم
اي عشق ماندگارم
تنها يادت مي مونه براي من
تو روياهام هميشه تو هستي
در پس كوچه های قلبم هنوز تو موندي
تو دلم پر غروره
اما همه دنيا واسه من سوت و كوره
من و اين دل شكسته مونديم
مي خونيم برات از غم دوري
من و دل روزاي خوشي نداريم
ما چه تنهاييم ،هميشه منتظرتيم
زمزهای دلتنگــــــــی من