توآسمانی پَرِ پروازِ منی، تو من هستی ، خودِ آواز منی که همیشه رو لبام ترانه ای ترانه ای ، ترانه ای نازنینم ، نازنینم ، در آسمانِ آرزوهایم تو ستاره ای ، تو ستاره ای نازنینم تو عمرِِ دوباره ای نازنینم تو عمر دوباره ای تولدتتتتتتتتتت مــــبارکککککککککککککککک
واسه ات بهترین آرزوها رو دارم

مهربان من سلام
نمیدونم تا حالا به وبلاک من سر زدی یا نه /اما اینبارو ازت خواهش می کنم همین یک بار واسه همیشه به وبلاکم سر بزن /اخه می خوام واسه همیشه نوشتن و کنار بزارم /می دونم خیلی واسه ام سخته اما هیچ چیز واسه من سخت تر از جدایی تو نیست/مهربانم حالا که می خوام برای آخرین بار بنویسم دستانم می لرزن /قلبم تند تند می زنه مبادا چیز بنویسم که ناراحتت کنم .
مهربانم می دونم خیلی اذیتت کردم اما قسم می خورم دیگه هیچ گاه منو نبینی /یا خبری از من نشنوی/
بذار اینجا بی پرده باهات صحبت کنم حرفای ناگفته ام رابرایت بگویم /اگه بگم دلیل اینکه این وبلاکو درست کردم، اون تو بودی. که اینجا حرفا و احساسم را بهت بگم /تا شاید عشق و دوست داشتنم را باور کنی /اما هر روز که گذشت تو دور و درو تر شدی /رفتم از یادت /اما یاد تو در من نمی میرد /امروز می دونم همه چیز پایان می گیرد حتی الان باورم نمیشه که می خوام همه چیزو تموم کنم /می دونم از نظر تو خیلی وقت تموم شده اصلا چیزی نبوده که بخواد تموم بشه /می دونم اما من با سکوت تو تا ته رویاهام رفتم اما حالا خسته شدم از رویا از خودم /از حرفای دیگران /می دونم فراموشت هیچ وقت نمی کنم اما مجبورم من که نمی تونم دلخوش رویاهات باشم /نمی تونم از روی دلسوزی و ترحم مجبورت کنم دوستم داشته باش /می دونم حتی تا آخر عمر از یادت فاصله نمی گیرم اما باید تمومش کنم تو منو تو سکوتت کشتی /و از من یه جنازه بی روح ساختی
مهربونم تو حتی بلد نیستی مغرورو خود خواه باشی /فقط سعی می کنی خودتو نشون بدی /خوب نشون دادی گله ندارم شاید حقم بود به تلافی گذشته بود /اما هیچ وقت نمی تونی بفهمی دلمو چه طوری شکستی /هیچ وقت نمی تونی بفهمی چشمام همیشه خیس اشک بود
واسه ات دعا می کنم
توهم واسه ام دعا کن
دوستای گلم واسه همیشه خداحافظ می دونم خیلی دلم واسه همه شما و وبلاکم تنگ میشه
اما نوشتن واسه همیشه تموم
دوستتون دارم باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت
1 PM  توسط سعاد خانم
|
مهربان عشق من !
مرا ببخش از اینکه قلمم دیگر کلمات را زیبا نمی نویسد ,ببخش از اینکه دیگر دلتنگی نوشته هایم در سرتاسر دیدگانت جا نمی گیرد
ببخش از اینکه میان دست من و چشمان سیاه تو جدایی به وسعت خواب شبانه است
ترسم از این است آنهنگام که نقش قلم می زنم در آسمان دیدگان تو جایی واسه اوج نداشته باشم /آن زمان مرگم فرا خواهد رسید .
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت
10 PM  توسط سعاد خانم
|









عاشقانه سرودنم گرفته
شب
اینگونه فریاد وار
چو شمع خاموشی را
و اینک خاموشی را
حرفها خواهم گفت
ترانه خواهم سرود
به تو که یادآور عشقی
من تو فکر یه بهارم
اما تو پاییز زردی
اینگونه سرد سرود می خوانم
ای که به خاطرات در قاب دلخوشی
و در آلبوم حافظه ام
هنوز چهره ی ابری تو دردم را تکرار می کند
عاشقانه اما تلخ
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت
0 AM  توسط سعاد خانم
|
- عشق من از زندگی سیرم نکن از عشقت دورم نکن /
-
- حالا که برگشتی نذار تو تنهاییم بمونم /
-
- نذار بی تو جون بدم و بمیرم/
-
- چشام دیگه اشکی نداره که بخواد بباره/
-
- تو شدی تنها آرزوی آخرم
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت
1 PM  توسط سعاد خانم
|
تقدیم به توکه دوستت میدارم بیشتر از جان
قلب منــی
جون منــی
عمر منــی
هستی منــی
همه کس منــی
عشق منــی
نمیذارم که حسودا بدوزدند
مگه میشه بی تو باشم
نفس منـــــــی
یادتت بهت گفتم اگه حسودا بذارن
می برمت یه جایی
که ندونن کجایی
آخه تو که جدایی
دوستت دارم خدایی
دوستت دارم خدایــــــی
نمی ذارم که غریبه جامو تو قلبت بگیره
دستای تو رو بگیره
اگه می خواد بگیره
خدا کنه بمیره
خدا کنه بمیره
خواننده :علی عبدالمالکی
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت
5 PM  توسط سعاد خانم
|
خیلی وقته کسی سراغمو نمی گیره /خودمم از خودم خسته شدم /چرا من
اینجوری شدم /بداخلاق و بهانه گیر /
/امشب هم داره می گذره و من تنها وغمگین نشستم /دارم واسه تو می
نویسم /واسه تو که این روزا خیلی خوب شدی /کاش همیشه خوب باشی
/کاش دیگه هیچ وقت تنهام نذاری /می ترسم /میترسم اینم خواب باشه
/حالا که بعد از مدتها دیدمت نمی خوام اذیتت کنم /نمی خوام دیگه بگم
دوستت دارم /نمی خوام بگم این مدت بدون تو چی روزهایی داشتم /نمی
خوام بهت بگم مال من باش / دیگه اذیتت نمی کنم فقط کنارم باش /همین
وجودت برام کافیه /خدایا امشب هم داره می گذره /مبادا عشق منم
از من بگذره /خدایا کمکم کن تا عشقم رو باور کنه /دوست داشتنم رو
بفهم /نگذار اینبارم بی تفاوت ازم بگذره /من که توی بازی باختم
/غرورمم شکسته شده دیگه چیزی برام نمونده که بخوام بهش بنازم
/خدایا بس نگذار ساده ازم بگذره /اگر امشبم بگذره من مث تموم شباهای
که بی تو سر کردم بازم از یادت نمی گذرم/
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت
10 PM  توسط سعاد خانم
|

اگه چشمات
ترانه از :محسن کنور تبریزی
تقدیم به استاد عزیزم که با محبتها و فداکاریها و حس خوبش باعث سرودن این ترانه شد
اگه چشمات بگن آره ،از یه آسمون ستاره
عطر زنبق های عاشق ، میباره بازم دوباره
اگه چشمات بگن آره، واسه دیدار دوباره
این دل منتظر من ،لحظه هارو میشماره
حس خوب باتو بودن ،واسه من یه جون پناهه
باتو گرمی نفسهام ، مث خورشید ، مث ماهه
مث خورشید که شبش رو ، روی دوش ماه خوابه
گرمی نور قشنگش جلو ماه من حبابه
منکه خورشید تو نیستم ،تو ولی ماه منی ، ماه
تو یه شطرنج دل تو ، دل من کیشه رخه شاه
اگه چشمات بگن آره ، دیگه دنیا رو نمی خوام
تو دلم یه دنیا نوره ، به دره همیشه چشام
می دونی که آرزومه با تو باشم تا همیشه
نمی خوام که قصه ما ، مث سنگ باشه و شیشه
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت
11 PM  توسط سعاد خانم
|
 |
|
با ياد او
چه زيبا
چه باشكوه
چه باطراوت
چه سيال
در قلبم خانه كردي
امروز به روزي مي انديشم،به روزي كه به خود آمدم و به او فكر كردم به فاصله ها،به
اميد ديدارها،به لحظه ها كه عمر مرا كوتاه و كوتاهتر مي كردند.
به روزي كه بهار را در خزان ديدم صدا در سكوت،فرياد زير آب!؟!
باز هم با ياد و خاطره از او..........

|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت
3 AM  توسط سعاد خانم
|
من مانده ام با اين همه ويراني
روزهاي خوشم به ناگه زدم ويران كردم همه اش به خاطره يه اشتباه .... یک فکر بچه گانه ....یک اعتماد
ساده
آره اشتباه كردم .....پشیمونم تاوانش را دادم خرد شدم /شکستم .....
من مقصر بودم اما تو کمتر از من نبودي . جرم من دوست داشتنت بود ! جرم تو سكوتت بود كه آزارم
مي داد..... اما ديگري زد و خرابش كرد دنياي كوچكمان را.
عشقي كه ديگران وسطش قرار بگيرن نمي توني تحملش كني
خرابش مي كني
خيلي سخته يكبار ديگر درستش كني .
ای کاش می توانستم
به تو مي گفتم دوست داشتن را
اي كاش تو بودي
در كنار لحظه هايم
هميشه در همه جا
همجنان كه در فكرمي

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت
1 AM  توسط سعاد خانم
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت
10 PM  توسط سعاد خانم
|